تبليغاتX
تاریخ هنر - تاریخچه هنر نمایش در جهان
تاریخچه هنر نمایش
 

مقدمه

 

بودن یا نبودن ؟ مساله این است! آیا شریف تر آن است که ضربات و لطمات

 

روزگار نامساعد را متحمل شویم و یا آنکه سلاح نبرد بدست گرفته با انبوه

 

مشکلات بجنگیم تا آن ناگواریها را از میان برداریم ؟ مردن ... خفتن ... همین و

 

بس؟ اگر خواب مرگ دردهای قلب ما و هزاران آلام دیگر را که طبیعت بر جسم ما

 

مستولی میکند پایان بخشد،غایتی است که بایستی البته آرزومند آن بود.

 

مردن... خفتن... خفتن، و شاید خواب دیدن آه ، مانع همین جاست . در آن زمان که

 

این کالبد خاکی را بدور انداخته باشیم، در آن خواب مرگ،شاید رویاهای ناگواری

 

ببینیم! ترس از همین رویاهاست که ما را به تأمل و امیدارد و همین گونه

 

ملاحظات است که عمر مصیبت و سختی را اینقدر طولانی می کند. زیرا اگر

 

شخص یقین داشته باشد که با یک خنجر برهنه می تواند خود را آسوده کند کیست

 

که در مقابل لطمه ها و خفتهای زمانه ،ظلم ظالم تفرعن مرد متبکر، آلام عشق

 

مردود، درنگهای دیوانی ، وقاحت منصب داران، و تحقیرهایی که لایقان صبور از

 

دست نالایقان می بینند، تن به تحمل دردهد؟ کیست که حاضر به بردن این بارها

 

باشد و بخواهد که در زیر فشار زندگانی پرملال پیوسته ناله شکایت کند و     عرق  بریزد؟ ...                                                                                                             

 

                               هملت نوشته ویلیام شکسپیر                                                                                              

 

 

 

درباره نمایش و تئاتر تا کنون مطالب بسیاری نوشته اند بیشتر این نوشته ها سر

 

شار از اندیشه های ظریف و درخشان و یافته های روشنفکرانه در مورد ساختار و

 

 معنای نمایش است ولی کلآ یک پرسش اساسی هنوز هم بدون پاسخ مانده است

 

چرا دست اندرکاران این هنر از میان تمامی انواع هنر های ارتباطی به نمایش رو      آوردن. 

 

  

مجموعه تئاتر امروز در جهان

 

این برجسته ترین هنر مطلوب همگان همایشی است از بازگویی مفاهیم دیگر

 

هنرها :نقاشی تندیس گری معماری موسیقی رقص و آواز . 

 

و چون تمامی مفاهیم متبلور از دیگر هنرها در نهایت در کلام تشکل می یابد وکلام

 

 همان ادبیات در اماتیک است ،تئاتر می تواند نقطه آغازین دلخواهی به سفری در

 

 فرهنگ زمان شود عصر پریکلیس در یونان باستان ، قرون وسطی در ایتالیا و

 

انگلستان عهد الیزابت اول ، باروک در فرانسه و انقلاب عظیم صنعتی در اروپا ،

 

هم چنین دوران های پیشرفته ترین ووالاترین گونه های تئاتر بوده اند در هر

 

گسترهُ مشخص  زمانی ، تماشاخانه و نمایشنامه حاصل و زاده چگونگی اجتماعی

 

و قانونمندی های فرهنگی دوران خویش هستنددر این کتاب که متکی بر پایه

 

تاریخ شفای مستدلل ما از جهان تئاتر برتر پیش گفته و درکتاب پیشین ( صحنه

 

زنده تئاتر ) است . کنکاش مورد نظر تنها بسته های اثر گذاری وروند های اصلی

 

دو هزارو پانصد سال دیدن نمایش ها ، بازیگری تئاتر و نمایشنامه خوانی است 

 

 تئاتر در هر دوره به ناچار از میان تحقیقات ،باورهای و تعهدات عصر خویش

 

زادهشده و در آنها زندگی می کند و تماشاگران به واسطۀ آشنا و هم اندیشی با آنها

 

تئاتر زاده شده را پذیرفتند

 

ریشه های هنر نمایش

 

آغاز نمایش در هر سرزمیپنیرا باید در آداب رسوم و مناسک مذهبی همان قوم و

 

در فعالیتهای انسانی برای تنازع بقا جستجو کرد .

 

(انسان بدوی) برای تسلط یافتن بر محیط اطراف و برای شناخت و کنترل نیروهای

 

 سر کش طبیعت شروع به  خلق شخصیتهای جادویی با کمک لباس ،گریم و

 

ماسک می کند . چه این انسان  می پنداشت که با خلق این شخصیتهاو اجرای

 

مراسم سحر و جادو می تواند بر جانوران و گیاهان تئاثیر نهد و آنها را در خدمت

 

خود گیرد .

از سوی دیگر ،انسان بدوی که در بیان افکار و عواطف خود ناتوان بود ،حرکت را

 

 به کمک طلبیده و از طریق حر کات موزون سعی در بیان افکار و عواطف خود

 

کرده و برای درک لذت و به عنوان نیایش و سخن گفتن با خدایان شروع به انجام

 

حرکات موزون (رقص) می کند. بنابرین ، اولین هسته های نمایشی در درون همین

 

 مراسم جادوییو رقص هاست که شکل می گیرد

 

به نظرمی رسد که انسان مقدمات اجرای این گونه مراسم را به خاطر سه عامل

 

اساسی فراهم آورده باشد:

 

1. نیاز به تکمیل زبان گفتاری

 

2. نیاز به اطمینان از ذخیرۀ غذایی

 

3.نیاز به اطمینان از پیروزی بر دشمنان ناشناخته

 

از مراسم مذهبی ،نمایشی نمونه های فراوانی را ،که در جوامع مختلف وجود

 

داشته می توان ذکر کرد . از جمله رقصی موسوم به رقص بوفالو که توسط سرخ

 

پوستان احتیاج به گوشت داشتند ، شروع به اجرای رقصی می کردند که ممکن بود

 

 که حتی روزها طول بکشد .این رقص تا زمانی که خدایان به ندای آنها پاسخ داده

 

و خبر می رسید که گله ها ی بو فالودر اطراف دیده شدهاند ،ادامه می یافت .

 

 

 

نمایش در مصر باستان

 

با کشف اسطوره های مصری توسط باستان شناسان و برسی آنها توسط محققان

 

،این فرض مطرح شده که احتمالاّ نوعی نمایش در مصر باستان وجود داشته

 

است .

اولین متن نمایشی ثبت شده در جهان را متعلق به مصر باستان می دانند که بنام

 

متون اهرامی معروف شدهاند و قدمت آنها به سه هزار سال قبل از میلاد مسیح می

 

رسد . این متون که بر دیواره های داخلی معابد نوشته شدهاند راجع به (رستاخیز

 

 مردگان) است .

 

متون فوق  را از آن جهت نمایشی می خوانند که حاوی دستورات صحنه هستند و

 

 حتی گفتارهای اشخاص نیز جداگانه و به روشی نمایشی نوشته شده اند .

 

مهم ترین مراسم نمایشی که در مصر باستان برگزار می شده ،مراسم آبیدوس

 

بوده که از حدود سالها2500 تا حدود 566 قبل از میلاد بر گزار می شده است و

 

مهم ترین سندی هم که در این مورد بر جای مانده ،متعلق به یکی از اجرا کنندگان

 

 (بازیگران)

 

 

 

                                           

ریشه های نمایش در یونان باستان

 

ریشه های هنر نمایش در یونان باستان را در مراسمی می دانند که برای ستایش 

 

 دیونیزوس خدای اساطیری  برگزارمی شده است

 

دیونیزوس خدای حاصلخیزی و تاکستان و شراب بود  واز آنجا که شراب عمده

 

 ترین  ثروت یونانیان به شمار می رفت ،این مراسم برای آنها از اهمیت خاصی

 

برخوردار بود .

 

در ستایش از دیونیزوس ،هر ساله چهار جشنواره روستائی که در فصل انگور

 

چینی و به همین مناسبت برگزار می شد ،جشنوارۀ له نیا  که به مناسبت شراب

 

انداختن انگورها بر قرار می شد جشنوارۀ سپاس بود که در ماههای مارس واوریل

 

 برگزار میگردید و اعتقاد بر این است که درام از بطن همین جشنواره پدیدار شده

 

است

 

(ارسطو )و پیروان وی اعتقاد داشته و دارند که نمایش از تحول همین آوازهای

 

دیتی رامبیک پدیدار شده است . اما در این باب آرامخالفی نیز ابراز شده که

 

پیدایش نمایش را به آوازهای دیتی رامبیک مرتبط نمی دانند. اما در هر حال ،قول

 

ارسطو و پیروان وی پذیرفته شده است.

 

سرودهای دیتی رامبیک یا ساقی نامه ها ،بتدریج تحول پیداکرده اسو مقارن قرن

 

ششم قبل میلاد بود که این سرودها توسط گروهای حرفه ای خوانده شده و با

 

موسیقی نیز همراهی می شده است . سرودهاکه در آغاز به صورت فی البداهه

 

گفته مشد ،بتدریج شکلی قراردادی و تثبیت شده به خود گرفتند وگفته می شود که

 

 در اواسط قرن ششم قبل میلاد ،رهبر یکی از گروهای همسرایی اشعار دیتی

 

 رامبیک ،بنام (تسپیس)،خود از گروه جدا کرده و به سرودها جنبۀ مکالمه سوال و

 

 

 جواب می دهد

 

بدین ترتیب نخستین مکالمات نمایشی توسط تسپیس در اواسط قرن ششم قبل

 

 ازمیلاد ابداع می شود

 

                                                         

                                                         

 

ریشه های نمایش روم باستان

 

نمایش رومی نیز ریشه در مراسم وآیینهای مذهبی وعلی الخصوص ریشه در

 

نمایشهای یونانی دارد .

 

دو تن از خدایان المپ، که مورد پرستش رومیان بودنند به نامهای (تالیا)و

 

(اوترپ)از حامیان نمایش روم محسوب می شدند . نویسندگان رومی آثار خود را

 

به تقلید از نویسندگان یونانی می نوشتند . اما علیرغم این حمایت و تقلید ،نمایش

 

 رومی هرگز نتوانست پا  جای نمایش یونانی نهد . یونان سرزمین خرد و فلسفه و

 

سیاست بود و نمایش یونانی نیز از این چشمه ها سیراب می شد . نمایش در یونان

 

 بیانی از اندیشه های والای انسانی بود و نمایش ونمایشگران از جایگاه و منزلت

 

اجتماعی خاصی بر خوردار بودند ولی نمایش رومی به گونهای دیگر بود

 

اشاره کردیم که در روم باستان قطعات نمایشی کمیک کوتاه و فی البداهه ای اجرا

 

میشد که به  آته له نیا مشهور بودند . احتمالاّ بین سالهای 75 تا100 قبل از میلاد

 

نویسندگانی چون نیوس و(پونپونیوس)برای این گونه نمایشهاقطعات کوتاهی

 

نوشته اند.

نمایشهای آته لهنیا ، معمولاّ  شامل موضوعهاو مضامینی راجع به تقلب ، شکم

 

پرستی بودنند و از لحاظ اجرائی بیشتر تاکید بر دکورها ی روستایی ،تیب سازی و

 

 سخن رانی داشتد

 

 

                                 

ریشه های نمایش در قرون وسطی

 

با ظهور مذهب مسیح و سقوط امپراطوری روم در سال 474 میلادی و تسلط کلیسا

 

 بر ارگان های حکومتی و اخلاقی جامعه ،و از آنجا که مسیحیون سخت مخالف

 

 نمایشهای رومی بودند ،و پس از آن که (کنستانتین ) قیصر روم ، مذهب مسیح را

 

پذیرفت ، نمایش نیز ممنوع اعلام می گردد .

 

اما این ممنوعیت طولی نمی کشد و نمایش این بار از درون خود کلیسا واز تحول

 

 مراسم عشا ربانی و ادغام با موضوعهای محلی دوباره پدیدار می گردد. اما این

 

نمایش دیگر شباهتی با آنچه که در روم اجرا می گردید نداشت.

 

نمایشهای قرون وسطایی را معمولاّ از لحاظ موضوع به دو دسته تقسیم می

 

کنند :نمایش های سایکل و نمایشهای غیر سایکل .

 

نمایش های سایکل یا دوره ای به آن دسته از نمایشهااطلاق مشود که از

 

داستانهای انجیل گرفته شده و به مرگ و رستاخیز حضرت مسیح و مصایب یاران

 

او می پردازد . اما نمایش های غیر سایکل : بیشتر موضوعهایی  اخلاقی

 

،فولکلوریک، جدی و حتی کمدی دارند

 

یکی از پدیدهای جالب نمایشی در قرون وسطی ،ایجاد گروهای نمایشی دوره گرد

 

در انگلیساست که نمایشهای خود را در روی ارابه به معرض تماشا می گذاشتند.

 

نمایشگران ،چند ارابه را در کنار هم و گاهی اوقات به شکل دایره قرار داده واز

 

آنها به عنوان صحنه استفاده می کرند و در میدانهاو خیابانها به دادن نمایش می

 

پرداختند .

  

 

 

       نمایشهای قرون وسطایی را معمولاّ از لحاظ موضوع به دو دسته تقسیم

 

مکنند : نمایش های سایکل یا دورهای به آن دسته از نمایشها اطلاق می شود که

 

از داستانهای انجیل گرفته شده و به مرگ و رستاخیز حضرت مسیح و مصایب

 

یاران او می پردازد .

اما نمایش های غیر کلاسیک : بیشتر موضوعهایی اخلاقی ، فولکلوریک ،جدی و

 

حتی کمدی دارند.یکی از پدیدهای جالب نمایشی در قرون وسطی ، ایجاد گروههای

 

 نمایشی دوره گرد در انگلیس است که نمایشهای خود را در روی ارابه به معرض

 

 تماشا می گذاشتند.                                              

 

 

                                

ریشه نمایش در شرق

 

منشائ نمایش در هند را باید در مراسم و مناسک مذهبی اساطیری آن ،یعنی در

 

دین هندو که مجموعهای وسیع از نوشته های آسمانی ،مکاتب فلسفی و اساطیری

 

 پیچیدهای است ،جستجو کرد .

 

خدای خالق هندوان (بر هما) که کتاب مقدس ودا را پرداخته است، پنجمین قسمت

 

از آن ،یعنی ودای پنجم بنام نانیا ودا را اخصاص به به سر گرمیهایی از قبیل رقص

 

 و موسیقی ونمایش داده است .

 

در تمدن هند رقص یکی ازهنرهای مهم و اساسی به شمار می رود و سایر هنرها

 

در واقع تجسمی بیش از آن نیستند . جنان که گفته می شود (شیوا)یکی دیگر از

 

خدایان هندوان دنیا را توسط ضربان و حرکات رقص خود آفرید و در هند او را به

 

عنوان آفرید گاررقص و نمایش شناخته اند و نقل قول می کنند که شیوا هنر رقص

 

 و نمایش را حدود شش هزار سال پیش از میلاد مسیح به بشر عرضه کرده است .

 

 

 

ریشه نمایش در دوره رنسانس   

 

مهم ترین واقعۀ نمایشی ایتالیا در دورۀرنسانس را ابداع نوعی نمایش یگانه می

 

دانند که با عنوان کمدیا دل آرته مشهور شده است .

 

 نمایشی که سنت آن از قبل ودر نمیشهای میم روم باستان ، کمدیهای یونانی و

 

کمدیهای مناندر ، پلاتوس و ترنس وجود داشته ، اما در دورۀ  رنسانس با تحولی

 

که می پذیرد ، به عنوان مهم ترین پدیدۀ نمایشی و محبوب ترین نوع نمایش

 

عامیانه پا به عرصۀ وجود می نهد .

 

 کمدیا دل آرته ، نمایشهای کمدی فی البداهه ای بودند که با استفاده از تیپ های

 

 مشخص و موقعیت های کمیک ایجاد شده و داستان ها هم معمولاّ از منابعی مانند

 

نمایشنامه های قدیمی ،اتفاقات روزمره و قصه ها گرفته می شدند.

 

یکی دیگر از اشکال نمایشی که در دورۀ رنسانس ودر ایتالیا پا به عرصۀ وجود

 

منهد اپرا است .

 

می دانیم که خواندن سرود هابه آواز ،و گفتارها به آهنگ ساده و کشیده در تعزیه

 

های مسیحی قرون وسطی معمول بود . بر همین مبنا در سال 1422(پولیز یانو)

 

یک شعر نمایشی بنام افسانۀارفه بر اساس موسیقی می نویسد . این موضوع

 

گروه شاعران و موسیقی دانانی را که در شهر فلورانس گرد آمده بودند تا با

 

مطالعۀ آثار کلاسیک ، امکانات ایجاد یک هنر نو را ارزیابی کنند ،وامی دارد تا

 

ارزشهای موزیکال نمایشهای کلاسیک را مورد مطالعۀ قرار دهند.

 

در این دوره به دنبال سنت گروههای نمایشی دورهگرد قرون وسطی همچنان

 

گروههای نمایشی سیاری وجود داشتکه آواز ودلقکی جای ویژه ای را در برنامه

 

های آنها بخود اختصاص می داد

 

در حقیقت نمایشهای همین گروهها دوره گرد بود که مصالح و مواد لازم برای خلق

 

 نمایش جاندار الیزابتین را در اختیار اهل نمایش قرار داد و باعث شد تا نمایشنامه

 

 نویسان بزرگی چون شکسپیر ،مارلو ، جانسون، و دهها تن دیگر نام خود را زیور

 

 تاریخ نمایش و ادبیات جهان کنند.

 

در دورۀ الیزابت ،انواع گوناگونی از نمایش رواج داشت.

 

از تراژدی کلاسیک و تراژدیملی گرفته تا کمدی روستایی، کمدی جادویی، کمدی

 

بورژوا ونمایش ها تاریخی

 

                                                   

 

 

عصر طلائی نمایش در فرانسه

 

در قرن شانزدهم و مقارن با دورهای که ویلیام شکسپیر و لوپه دووگا در اسپانیا

 

در اوج قلۀ شهرت و محبوبیت بودنند و ارابه گروهها  نمایشی دورگرد ،شهرها و

 

 قصبات را دور می زدند و مردم را به گرد خود جمع میکردند .

 

اگر چه عصر طلایی نمایش فرانسه را عصر طلایی کمدی  می خوانند ، اما این

 

مطلب تمامی حقیقت را زاجع به نمایش در این دوره بازگو نمی کند .

 

زیرا در کنار مولیر ،نویسندگانی نیز ظاهر شدند که آثارشان از قدر و منزلتی بی

 

همتا در ادبیات نمایشی جهان بر خوردار است واز سر اتفاق ،این نویسندگان نه

 

کمدی نویس ،بلکه تراژدی نویسان برجسته ای بودند .

 

اولین نمایشنامه نویس معتبر فرانسه را (پیر کرنی ) می دانند که آثاری چون سید

 

 ،هوراس ، سینا ،مرگ پمپه و برنیس را نگاشته است این نمایشنامه نویس از

 

بنیانگذاران تراژدی کلاسیک فرانسه به شمار می رود که هنوز هم آثارش در

 

گوشه و کنار جهان به روی صحنه برده می شود

 

در قرن هفدهم در فرانسه سه نوع تماشاخانه وجود داشت :تماشاخانه های موقت ،

 

 تماشاخانههایی که از تغییر و تبدیل زمینهای بازی  تنیس ایجاد می شد و بلاخره

 

تماشاخانه های دایمی که برای اجرای نمایش شده بودند.

 

 

حیات نمایش در انگلیس

 

با آغاز دورۀ بتزگشت دو گروه نمایشی مهم نیز کار خود را آغاز می کنند : گروه

 

نمایشی دوک و گروه نمایشی کینگ .

 

البته این دو گروه بیشتر بر نامه های خو برا ی در بار اجرامی کردند ، اما برای

 

عموم نیز اجراهایی داشتند

 

بطور کلی این دوره را در انگلیس ،آغاز دورۀنئوکلاسیسم در ادبیاتو هنر می

 

خوانند .